خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامی روز شنبه در بیانات بسیار مهمی به تشریح رفتار و گفتار غیرمنطقی دولتمردان آمریکا در بحث مذاکره و تبیین رفتار منطقی ملت و نظام اسلامی در این زمینه پرداختند و با تجلیل مجدد از حضور پرشکوه و عزتمند ملت در راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن، نکاتی را در باب مسأله اخیری که در مجلس روی داد بیان فرمودند.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میکنم به همه‌ى شما برادران عزیز، خواهران عزیز، جوانان عزیز؛ مخصوصاً خانواده‌هاى معزز شهدا، دانشوران، علما، مسئولان، که این راه دور را طى کردید و هدیه‌ى ارزشمند محبت و لطف و پیام استقامت مردم عزیز آذربایجان را به این مناسبت به اینجا آوردید. امیدواریم خداوند متعال به همه‌ى شما لطف کامل و فراوان و رحمت شامله عنایت فرماید. و همین جا به وسیله‌ى شما برادران و خواهران عزیز سلام عرض میکنم به همه‌ى مردم آذربایجان و تبریز، مرد و زن مؤمن؛ که حقیقتاً حضور آذربایجان و تبریز و دیگر شهرهاى آن منطقه، در همه‌ى دورانهاى گذشته‌ى ما، از صد سال، صد و پنجاه سال قبل تا امروز، در حرکت ملت ایران، تعیین‌کننده بوده است. امروز هم همین جور است. شماها هستید که با همت خودتان، با غیرت خودتان، با ایمان خودتان، با عزم راسخ خودتان، توانسته‌اید عزت این کشور و این ملت را در مقابل دشمنان حفظ کنید. هر روز هم که گذشته است، جلوه‌ى آذربایجان در عرصه‌هاى گوناگون بیشتر شده است. سى و پنج سال از 29 بهمن سال 56 میگذرد. آذربایجان، امروز از جهت ایمان، استقامت، بصیرت و ایستادگى، حتّى از آن دوران مهم و سرنوشت‌ساز هم جلوتر است. این همه توطئه، این همه بدخواهى براى جدا کردن احساسات بعضها و بخشهاى مختلف این ملت، اثرش درست بعکس بوده است. شما بودید که توانستید همیشه پیشگام و پیشرو باشید. در واقع شما هستید که لنگر آرامش این کشورید. در واقع آنطور که شما در شعرتان گفتید، بنده عرض میکنم: «آرامِ دل ایران سیزلر سیز».(1)

یک خصوصیتى در مردم عزیز آذربایجان انسان بوضوح مشاهده میکند؛ این خصوصیت در بعضى از مناطق کشور هست، اما در آذربایجان به شکل بارزى وجود دارد و آن این است که مبارزات و حرکت غیرتمندانه‌ى مردم آذربایجان در دوره‌هاى مختلف؛ در قضیه‌ى مشروطه، در قضیه‌ى اشغال نظامى، در قضایاى گوناگون - که در اغلب این قضایا، پیشروِ دیگران هم بودند - همواره با دین و ایمان دینى همراه بوده است. با اینکه جریان روشنفکرى چپ و همچنین جریان روشنفکرى وابسته‌ى به غرب در منطقه‌ى آذربایجان فعال بود - از همان روزهاى اولِ ورود روشنفکرى بیمار به کشورمان - و سعى میکردند مردم را از دین جدا کنند، در عین حال اگر شما نگاه کنید به نهضتهائى که در آذربایجان شکل گرفت و خیلى از آنها نهضتهاى عمومى ملت ایران بود که آذربایجانى‌ها جلوتر از دیگران بودند، مى‌بینید با وجود آن تلاشها، حرکت مردم و پیشروان و سرسلسله‌هاى حرکتهاى مردمى در آذربایجان، بر پاى‌فشارى و پایبندى خود به مسائل دینى، صریح‌تر از همه بودند. در تبریز، ستار خان میگفت: فتواى علماى نجف در جیب من است. یعنى این مرد بزرگِ مبارزِ شجاع، کار خودش را با هدایت علما و مراجع نجف تنظیم میکرد؛ درست نقطه‌ى مقابل آنچه که آن روز تفکرات جریانهاى روشنفکرىِ شرق و غرب میخواستند در این کشور اعمال کنند. همیشه همین جور بوده، امروز هم همین جور است، فردا هم همین جور خواهد بود.

ملت ایران در مجموعه‌ى خود، ایمان دینى را معیار و ملاک و راهنما قرار داده است. مثال را ما از آذربایجان زدیم، اما در سرتاسر کشور، با اندازه‌هاى کم و زیاد، همه‌ى ملت ایران اینجورند. حرکت، حرکت همراه با غیرت و شجاعت و احساس مسئولیت است؛ اما با راهنمائى دین، با پشتوانه‌ى ایمان دینى؛ این خیلى ارزشمند است. براى همین هم هست که شما ملاحظه میکنید خطراتى که معمولاً از طرف قدرتهاى سلطه‌گر جهانى متوجه ملتها میشود و آنها را متزلزل میکند، این خطرها ملت ایران را متزلزل نکرد. حالا در برهه‌ى کنونى، زمان مسئله‌ى تحریمها و فشارها گفتند که میخواهیم براى ملت ایران تحریم فلج‌کننده تنظیم کنیم؛ تنظیم هم کردند. دو سه روز قبل از بیست و دوى بهمن، یک مرحله‌ى جدید تحریمها را وارد معادلات کردند؛ چند ماه قبل هم - در مرداد همین سال - باز مجدداً همین کار را انجام دادند. یعنى در ایام بیست و دوى بهمنِ امسال به خیال خودشان فشارها را بر مردم افزایش دادند. به امید چه؟ به امید سست کردن مردم. جواب چه بود؟ جواب ملت ایران این بود که امسال راهپیمائى بیست و دوى بهمن از سالهاى قبل پرشورتر است. همه آمدند، همه جا آمدند، با روحیه آمدند، با چهره‌ى خندان آمدند. این، ملت ایران است. هر سال بیست و دوى بهمن، ملت ایران ضربه‌اى بر دشمنان وارد میکند؛ مثل بهمنى بر سر دشمنان و مخالفان فرود مى‌آید. امسال هم این بهمن فرود آمد. بنده لازم میدانم مجدداً - که اگر تا صد بار هم تکرار شود، زیادى نیست - از ملت ایران به خاطر این حضور پرشکوه و عزتمندانه سپاسگزارى کنم. در مقابل این احساس، در مقابل این بصیرت، انسان باید تعظیم کند. این، ملت ایران است.

دشمنان در مقابل این وضعیت، دچار انفعالند؛ این را من به شما عرض بکنم. برخلاف آنچه که وانمود میشود که آنها در موضع فعال قرار دارند، نه، اینجور نیست؛ دشمن در مقابل ملت ایران در موضع انفعال است. ملتى با عزم راسخ، با بصیرت، با ایمان، میداند چه میخواهد، راه را هم بلد است، سختى‌ها را هم با شجاعتِ تمام تحمل میکند؛ در مقابل این ملت، اسلحه‌هاى گوناگون سیاسى و نظامى و امنیتى و اقتصادى کنْد است؛ لذا دشمن در حال انفعال است. دشمنان چون در حال انفعالند، حرکات غیر منطقى میکنند.

من این را به شما عرض بکنم: دولتمردان آمریکا مردم غیرمنطقى‌اى هستند؛ حرفشان غیرمنطقى است، عملشان غیرمنطقى است، زورگویانه است؛ توقع دارند دیگران در مقابل کار غیرمنطقى آنها و زورگوئى آنها تسلیم شوند؛ خب، بعضى هم تسلیم میشوند؛ بعضى از دولتها، بعضى از نخبگان سیاسى در برخى از کشورها در مقابل پرروئى و زورگوئى آنها تسلیم میشوند؛ اما ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى تسلیم‌شدنى نیست. نظام جمهورى اسلامى حرف دارد، منطق دارد، توانائى دارد، اقتدار دارد؛ لذا در مقابل حرف غیر منطقى و کار غیر منطقى تسلیم نمیشود.

آنها چطور غیرمنطقى‌اند؟ نشانه‌ى غیر منطقى بودن آنها، همین تناقضهائى است که بین حرفهاى آنها و بین کارهاى آنها هست؛ حرف یک جور میزنند، کار جور دیگرى انجام میدهند. خب، از این نشانه‌اى واضح‌تر براى غیر منطقى بودن نیست. انسانِ منطقى یک حرف قانع‌کننده‌اى میزند، بعد هم دنبال آن حرف راه مى‌افتد. این آقایان - دولتمردان آمریکائى و دیگر تبعه‌ى آنها از غربى‌ها - اینجورى نیستند؛ یک حرفى میزنند، یک ادعائى میکنند، اما در عمل، درست عکس آن را انجام میدهند. من حالا چند نمونه عرض بکنم:

ادعا میکنند ما متعهد به حقوق بشریم. بله، آمریکائى‌ها پرچم حقوق بشر را بلند کرده‌اند، میگویند ما متعهد به حقوق بشریم؛ آن هم نه فقط در کشور خودشان - که آمریکا باشد - در همه‌ى دنیا. خب، این حرفى است، ادعائى است؛ در عمل چه؟ در عمل، بیشترین ضربه را اینها به حقوق بشر میزنند؛ بیشترین اهانت را به حقوق انسانها در کشورهاى مختلف و نسبت به ملتهاى مختلف، اینها میکنند. زندانهاى مخفى‌شان در سرتاسر دنیا، زندانشان در گوانتانامو، زندانشان در عراق - ابوغریب - حمله‌ى آنها به مردم غیرنظامى در افغانستان، در پاکستان، در مناطق گوناگون؛ اینها نمونه‌اى از حقوق بشر ادعائى آمریکائى‌هاست! هواپیماهاى بدون سرنشینشان راه مى‌افتد، هم جاسوسى میکند، هم مردم را زیر فشار قرار میدهد؛ که روزانه خبرش را شما از افغانستان و پاکستان میشنوید. البته همین هواپیماهاى بدون سرنشین، به قول یکى از مجلات آمریکائى که همین چند روز قبل از این نوشته بود، در آینده مایه‌ى دردسر خود آنها خواهد شد.

میگویند ما متعهد به عدم تکثیر سلاح هسته‌اى هستیم. بهانه‌ى حمله‌ى به عراق هم در یازده سال قبل از این همین بود که گفتند در عراق رژیم صدام دارد سلاح هسته‌اى درست میکند. البته رفتند و پیدا هم نکردند و معلوم شد دروغ بوده است. میگویند ما متعهدیم که سلاح هسته‌اى تکثیر نشود؛ در عین حال از یک دولت شریرى که داراى سلاح هسته‌اى هم هست، تهدید به سلاح هسته‌اى هم میکند - یعنى دولت صهیونیستى - دفاع میکنند، حمایت میکنند. آن حرفشان است، این عملشان است.

میگویند ما متعهد به گسترش دموکراسى در دنیا هستیم - حالا کارى نداریم که دموکراسىِ خود آمریکا چه جور دموکراسى‌اى است؛ در این زمینه بحث نمیکنیم - با این ادعا، با کشورى مثل جمهورى اسلامى که روشن‌ترین و واضح‌ترین مردم‌سالارى‌ها و دموکراسى‌ها را در این منطقه داراست، دائم معارضه و مقابله میکنند؛ در عین حال پشت سر کشورهائى در این منطقه مى‌ایستند و با کمال پرروئى از آنها حمایت میکنند که بوى دموکراسى را استشمام نکرده‌اند و یک بار ملتشان رنگ انتخابات و رأى و صندوق رأى را ندیده‌اند. این هم تعهدشان نسبت به دموکراسى است! ببینید فاصله‌ى قول و عمل چقدر است.

میگویند میخواهیم مسائلمان را با ایران حل کنیم. این حرفى است که بارها میگفتند، اخیراً بیشتر هم میگویند. میگویند میخواهیم مذاکره کنیم و مسائلمان را با ایران حل کنیم - این حرفشان است - اما در عمل متشبث به تحریم میشوند، متشبث به تبلیغات دروغ میشوند، حرفهاى ناشایسته میزنند، مطالب خلاف واقع را نسبت به نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران دم‌به‌دم منتشر میکنند.

همین چند روز قبل از این، رئیس جمهور آمریکا نطق میکند و درباره‌ى مسائل هسته‌اى ایران جورى حرف میزند که انگار اختلاف بین ایران و آمریکا این است که ایران میخواهد سلاح هسته‌اى درست کند. میگوید ما تا جائى که بتوانیم، نمیگذاریم ایران سلاح هسته‌اى درست کند! خب، اگر ما میخواستیم سلاح هسته‌اى درست کنیم، شما چطور میتوانستید نگذارید؟ اگر ایران اراده میکرد که سلاح هسته‌اى داشته باشد، آمریکا به هیچ وجه نمیتوانست جلوى او را بگیرد.

ما نمیخواهیم سلاح هسته‌اى درست کنیم؛ نه به خاطر اینکه آمریکا از این ناراحت میشود؛ عقیده‌ى خود ما این است. ما اعتقاد داریم که سلاح هسته‌اى جنایت بر بشریت است و نباید تولید شود؛ آنچه هم که در دنیا هست، باید محو شود و از بین برود؛ این عقیده‌ى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما این عقیده را نداشتیم و تصمیم میگرفتیم سلاح هسته‌اى درست کنیم، هیچ قدرتى نمیتوانست جلوى ما را بگیرد؛ همچنان که در جاهاى دیگر هم نتوانستند بگیرند: در هند نتوانستند، در پاکستان نتوانستند، در کره‌ى شمالى نتوانستند. آمریکائى‌ها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هسته‌اى درست کردند.

اینکه میگویند «ما نمیگذاریم ایران سلاح هسته‌اى درست کند»، یک تقلب در حرف زدن است. مگر بحث سر سلاح هسته‌اى است؟ در قضیه‌ى هسته‌اى ایران، بحث بر سر سلاح هسته‌اى نیست؛ بحث سر این است که شما میخواهید جلوى حق قطعى و مسلّم ملت ایران را - که غنى‌سازى هسته‌اى و استفاده‌ى صلح‌آمیز از توان داخلى خود ملت ایران است - بگیرید. البته این را هم نمیتوانید و ملت ایران آنچه را که حق خودش است، انجام خواهد داد.

دولتمردان آمریکائى غیر منطقى حرف میزنند. با گفتگو کننده‌ى غیر منطقى، نمیشود انسان بنشیند به اتکاء منطق حرف بزند؛ خب، او غیر منطقى است. غیر منطقى یعنى زورگو، یعنى حرفِ بیخود بزن. این واقعیتى است که ما در طول این سى سال در برخورد با قضایاى گوناگون جهانى آن را بروشنى دریافته‌ایم. ما این را میفهمیم که طرف مقابل ما کیست و چگونه باید با او رفتار کرد.

من چند نکته را یادداشت کرده‌ام که به شما برادران و خواهران عزیز و به همه‌ى ملت ایران در این زمینه‌ها عرض کنم. البته این حرفها براى ملت ایران است. آنها که حرف میزنند، رئیس جمهور آمریکا که حرف میزند، اعوان و انصارش از دولتمردان آمریکا که حرف میزنند، براى فریب دادن افکار عمومى است؛ حالا افکار عمومى جهان، یا افکار عمومى ملتهاى منطقه؛ یا اگر بتوانند، افکار عمومى ملت خودمان. ما فعلاً با افکار عمومى جهان کارى نداریم. شبکه‌ى وابسته‌ى صهیونیستى - آمریکائىِ خبرى دنیا حرفهاى ما را آنچنان که هست، منعکس نمیکند؛ یا اصلاً منعکس نمیکند، یا ناقص منعکس میکند، یا درست بعکس منعکس میکند. من براى مردمِ خودمان حرف میزنم. اقتدار جمهورى اسلامى مربوط به افکار عمومىِ جهانى نیست. جمهورى اسلامى اقتدار خود، عزت خود، شرف خود را از افکار عمومى دنیا به دست نیاورده است؛ از خود این ملت به دست آورده است. آن بناى استوار و مستحکمى که ملت ایران به وجود آوردند و امروز پیام آن در همه‌ى دنیا دارد پى‌درپى و به خودى خود پخش میشود، متکى است به خود ملت ایران. من براى مردمِ خودمان حرف میزنم، کارى به دیگران ندارم؛ میخواهند بشنوند، میخواهند نشنوند؛ میخواهند منعکس کنند، میخواهند نکنند؛ اما ملت عزیز خودمان باید بدانند. پس نکته‌ى اول این است که اینها غیر منطقى‌اند، بدون اعتقاد حرف میزنند و حرفشان با عملشان یکى نیست.

نکته‌ى دوم: بحث مذاکره را پیش کشیدند، که ایران بیاید بنشینیم مذاکره کنیم. همین رفتار غیرمنطقى، در این دعوت به مذاکره هم وجود دارد. غرض آنها حل مشکلات و مسائل نیست - که من بعد توضیح خواهم داد - غرضشان یک کار تبلیغاتى است براى اینکه به ملتهاى مسلمان نشان دهند که ببینید این نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ایستادگى، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتى ملت ایران اینجور است، شماها چه میگوئید دیگر؟ این را براى خاموش کردن و ناامید کردن ملتهاى سربرافراشته‌ى مسلمان که امروز در بسیارى از کشورهاى اسلامىِ اینها نسیم بیدارى وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت میکنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یکى از هدفها بود. از سالهاى اول انقلاب، یکى از هدفهاى آنها همین بود که ایران را پاى میز مصالحه و بده‌بستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا میکرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پاى میز مذاکره؟ امروز هم همین هدف را دنبال میکنند. این، مطلب مهمى است. وقتى هدف از مذاکره، یک هدفِ غیرمربوط به مسائل اساسى است، یک هدف تبلیغاتى است، خب معلوم است طرف مقابل که جمهورى اسلامى است، خام نیست، چشم‌بسته نیست، میفهمد که هدف شما چیست؛ لذا متناسب با همان نیت خودتان، جواب شما را میدهد.

نکته‌ى سوم این است که مذاکره در عرف آمریکائى‌ها و قدرتهاى سلطه‌گر به معناى این است که بیائید بنشینیم گفتگو کنیم تا شما حرف ما را قبول کنید - هدف مذاکره این است - بیائید بنشینیم حرف بزنیم تا بالاخره نتیجه‌ى این حرف زدن و گفتگو کردن این باشد که مطلبى را که شما قبول نمیکردید، حالا قبول کنید. همین حالا در تبلیغاتى که آمریکائى‌ها در مورد مذاکرات راه انداخته‌اند - که چند وقت است لابد میشنوید - و سر و صدا و هیاهو دارند که بله، با ایران مذاکره‌ى مستقیم کنیم، چه کنیم، در همین حرفهاى امروزشان هم این معنا کاملاً خودش را نشان میدهد: بیائیم بنشینیم تا ایران را قانع کنیم که از غنى‌سازى دست بردارد؛ از انرژى هسته‌اى دست بردارد. هدف این است. نمیگویند بیائیم بنشینیم مذاکره کنیم تا ایران ادله‌ى خودش را بیان کند، ما از فشار روى مسئله‌ى هسته‌اى دست برداریم، از تحریم دست برداریم، از دخالتهاى امنیتى و سیاسى و غیره دست برداریم؛ میگویند بیائید مذاکره کنیم تا ایران حرف ما را قبول کند!

خب، این مذاکره که به درد نمیخورد؛ این مذاکره که به جائى نمیرسد. حالا گیرم دولت ایران قبول کرد، رفتند نشستند با آمریکائى‌ها مذاکره کردند. وقتى هدف این است، این چه مذاکره‌اى است؟ خب، معلوم است که ایران از حقوق خودش دست‌بردار نیست. هر جائى که در اثناى مذاکره ببینند طرف مقابل یک حرف منطقى‌اى میزند و آنها کم مى‌آورند، در مقابل ایران همان جا مذاکره را قطع میکنند؛ میگویند ایران حاضر نیست حرف بزند! شبکه‌هاى خبرى و سیاسى هم دست آنهاست؛ تبلیغات میکنند. این را ما تجربه کردیم. در این ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد که آمریکائى‌ها سر یک موضوع مشخصى به مسئولین ما پیغام دادند، اصرار کردند که یک امر خیلى لازمِ فورىِ فوتىِ واجبى است، بیاید بنشینیم یک صحبتى بکنیم. خب، مأمورین دولتى - معمولاً یک نفر، دو نفر - رفتند یک جائى نشستند صحبت کردند؛ بمجرد اینکه حرف منطقى اینها بیان شد و آنها جوابى نداشتند، یکجانبه مذاکره‌ها قطع شد! البته استفاده‌ى تبلیغاتى‌شان را هم کردند. این، تجربه‌ى ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة».

نکته‌ى چهارم: در تبلیغات وانمود میکنند که اگر ایران با آمریکا سر میز مذاکره بنشیند، تحریمها برداشته میشود. این هم دروغ است. هدفشان این است که با وعده‌ى برداشتن تحریمها، ملت ایران را وادار کنند که اشتیاق به مذاکره‌ى با آمریکا پیدا کند. تصور آنها این است که ملت ایران دیگر از تحریمها به ستوه آمده‌اند، پدرشان دارد در مى‌آید، همه چیز به هم ریخته است؛ پس ما بگوئیم خیلى خوب، بیائید مذاکره کنید تا تحریم را برداریم، یکهو جمعیت ملت ایران راه بیفتند که بله، بیائید مذاکره کنیم.

این حرف هم از همان حرفهاى غیر منطقى و همراه با فریب و یک وسیله‌اى براى زورگوئى است. اولاً - همان طور که عرض کردیم - اینکه میگویند بیائید مذاکره کنیم، مقصودشان از مذاکره، واقعاً یک گفتگوى عادلانه و منطقى نیست؛ مذاکره یعنى شما بیائید حرفهاى ما را قبول کنید، تسلیم شوید، تا ما تحریمها را برداریم. خب، اگر ملت ایران میخواستند تسلیم شوند، چرا انقلاب کردند؟ آمریکا بر اوضاع ایران مسلط بود و هر کار دلش میخواست، میکرد. ملت ایران انقلاب کردند براى اینکه از زیر یوغ آمریکا خارج شوند؛ حالا بیایند بنشینند باز مجداً تسلیم شما شوند؟ این، اشکال اول.

اشکال بعد این است که تحریمها با مذاکره برداشته نخواهد شد؛ این را من به شما عرض بکنم. هدف تحریمها چیز دیگرى است. هدف تحریمها خسته کردن ملت ایران است، جدا کردن ملت ایران از نظام اسلامى است. مذاکره هم که انجام بگیرد، اگر ملت ایران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، این تحریمها وجود خواهد داشت. ملت ایران در مقابل این فکر غلط دشمن چه کار میکند؟

ببینید، یک ملاحظه‌اى در ذهن طرفهاى مقابل ما هست که این ملاحظه را باز کنیم، تحلیل کنیم. آنها میگویند تکیه‌ى نظام جمهورى اسلامى به این مردم است؛ اگر توانستیم این مردم را از نظام جمهورى اسلامى جدا کنیم، قدرت مقاومت از نظام جمهورى اسلامى گرفته خواهد شد. این فکرِ طرف مقابل ماست. خب، این فکر دو قسمت دارد؛ یک قسمتش را درست فهمیدند، یک قسمتش را غلط فهمیدند، غلط کردند. آن قسمتى که درست فهمیدند، این است که بله، تکیه‌ى جمهورى اسلامى به این مردم است؛ پشتوانه‌ى نظام اسلامى، هیچ کس جز انبوه توده‌هاى عظیم ملت ایران نیست؛ حصار این کشور و این نظام، همین مردمند. آنچه که غلط فهمیدند، این است که خیال کردند با فشار تحریم، با زورگوئى در زمینه‌ى مسائل بین‌المللى و بازرگانى و تولید و غیره، خواهند توانست ملت ایران را به زانو در بیاورند و عاجز کنند. اگر فکر میکنند خواهند توانست این پشتوانه را از جمهورى اسلامى بگیرند، اینجا را اشتباه کرده‌اند.

بله، ملت ایران در مقابل آنچه که دشمن میخواهد انجام دهد، دنبال تدبیر خواهد بود. ملت ایران دنبال شکوفائى اقتصادى، رونق اقتصادى و رفاه کامل است؛ اما ملت ایران نمیخواهد این را از راه ذلت در مقابل دشمن به دست بیاورد؛ این را میخواهد با نیروى خود، با عزم خود، با شجاعت خود، با پیشروى خود، با توانائى جوانانش به دست آورد؛ لا غیر. بله، تحریم، فشار است، آزار است - شکى نیست - اما در مقابله‌ى با این فشار و آزار، دو راه وجود دارد: ملتهاى ضعیف وقتى که دشمن فشار آورد، میروند در مقابل دشمن تسلیم میشوند، خشوع میکنند، توبه میکنند. اما ملت شجاعى مثل ایران بمجرد اینکه دید دشمن دارد فشار مى‌آورد، سعى میکند نیروهاى درونى خود را فعال کند، با قدرت و شجاعت از منطقه‌ى خطر عبور کند؛ و همین کار را خواهد کرد. این هم تجربه‌ى سى ساله‌ى ماست.

کشورهائى در همین منطقه‌ى ما هستند و سى و چند سال در مشت آمریکا بودند، دولتهاشان نوکر و مطیع و فرمانبر آمریکا بودند؛ آنها کجا هستند؟ ملت ایران هم سى و چند سال در مقابل آمریکا ایستاده؛ ملت ایران کجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمریکا، ملت ما از لحاظ پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت فرهنگى، آبروى بین‌المللى، نفوذ و اقتدار سیاسى، به جائى رسیده است که در دوران رژیمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نمیدیدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه کردیم، ما امتحان کردیم. سى سال ما در مقابل فشارهاى آمریکا ایستاده‌ایم، اینجائیم؛ ملتهائى هم هستند که سى سال تسلیم آمریکا شدند و مراحل متعددى عقبند. ما بدى ندیدیم از ایستادگى، از مقاومت. مقاومت، نیروى درونى یک ملت را احیاء میکند و به فعلیت میرساند. همین تحریمهائى که میکنند، به کمک ملت ایران خواهد آمد و ملت ایران را به اذن اللَّه و به حول و قوه‌ى الهى به رشد و شکوفائى خواهد رساند. این، نکته‌ى مهمى است.

خب، امسال شما دیدید در این راهپیمائى، مردم چه کردند. نمیشود گفت مردم از گرانى و مشکلات شکایتى ندارند؛ چرا، گرانى هست، مشکلات اقتصادى هست، مردم هم آن را لمس میکنند - مخصوصاً طبقات ضعیف - اما این موجب نشد که مردم بین خودشان و نظام اسلامى فاصله بیندازند. مردم میدانند که آن دست قدرتمندى که بتواند این مشکلات را حل کند، نظام اسلامى است؛ آن اسلام عزیز و اسلام مقتدر و مسئولانى است که به اسلام پایبندند؛ اینها میتوانند مشکلات را برطرف کنند. تسلیم شدن در مقابل دشمنان، مشکلى را برطرف نمیکند.

نکته‌ى آخر: ما بعکس آنها، منطقى هستیم. مسئولین ما منطقى‌اند، ملت ما منطقى‌اند. حرف منطقى و کار منطقى را ما قبول داریم. آمریکائى‌ها نشان بدهند که زور نمیگویند، نشان بدهند که شرارت نمیکنند، نشان بدهند که در حرف و عملشان غیر منطقى حرف نمیزنند و عمل نمیکنند، نشان بدهند که به حقوق ملت ایران احترام میگذارند، نشان بدهند که در منطقه آتش‌افروزى نمیکنند، نشان بدهند که در مسائل ملت ایران دخالت نمیکنند؛ آنچنان که در فتنه‌ى 88 دخالت کردند، از فتنه‌گران پشتیبانى کردند، شبکه‌هاى اجتماعى را در خدمت فتنه‌گران قرار دادند - یک شبکه‌ى اجتماعى آن روزها میخواست براى تعمیرات تعطیل کند، گفتند تعطیل نکن؛ براى اینکه بتوانند روى فتنه و آتش فتنه اثر بگذارند! - این کارها را نکنند، خواهند دید جمهورى اسلامى یک نظام خیرخواه است؛ مردم، مردم منطقى‌اى هستند. راه تعامل با جمهورى اسلامى فقط این چیزى است که گفتیم و لاغیر؛ از این راه میتوانند با جمهورى اسلامى تعامل داشته باشند. آمریکائى‌ها باید حسن نیت خودشان را اثبات کنند؛ نشان بدهند که درصدد زورگوئى نیستند. اگر چنانچه این را نشان دادند، آن وقت خواهند دید که ملت ایران پاسخ خواهد داد. شرارت نباشد، دخالت نباشد، زورگوئى نباشد، شناختن حقوق ملت ایران باشد، آن وقت جواب مناسب از طرف ایران داده خواهد شد.

یک نکته هم راجع به مسائل داخلى کشورمان عرض کنم، که این هم مسئله‌ى مهمى است. قضیه‌اى در مجلس پیش آمد؛ قضیه‌ى بدى بود، قضیه‌ى نامناسبى بود؛ هم ملت را ناراحت کرد، هم نخبگان را ناراحت کرد. بنده‌ى حقیر هم از دو جهت ناراحت شدم: هم خودم در مقابل این قضایا احساس تأثر میکنم؛ هم به خاطر ناراحتى مردم، انسان احساس تأثر میکند. خب، رئیس یک قوه به استناد یک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌اى در دادگاه، دو قوه‌ى دیگر را متهم کرد؛ این کار بدى بود، این کار نامناسبى بود؛ اینجور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسى مردم است. یکى از حقوق اساسى مهم مردم این است که در آرامش روانى و در امنیت روانى زندگى کنند؛ در کشور امنیت اخلاقى برقرار باشد. اگر یک فردى متهم به فساد است، نمیشود به خاطر او انسان دیگران را متهم کند؛ حتّى اگر ثابت هم میشد، چه برسد به اینکه ثابت نشده است، دادگاهى نرفته، محاکمه‌اى نشده. به استناد متهم کردن یک نفر، انسان بیاید دیگران را، مجلس را، قوه‌ى قضائیه را متهم کند؛ این کار درست نیست، این کار غلط است. بنده فعلاً نصیحت میکنم. این کار، کار شایسته‌اى براى نظام جمهورى اسلامى نیست. آن طرف قضیه هم، اصل این استیضاحى که در مجلس انجام گرفت، غلط بود. خب، استیضاح باید یک فایده‌اى داشته باشد. چند ماه به پایان کار دولت، استیضاح یک وزیر، آن هم باز با یک علت و دلیلى که مربوط به خود آن وزیر نیست، چه معنى دارد؟ چرا؟ این هم غلط بود. این هم که شنیدم در داخل مجلس کسانى حرفهاى نامناسبى بر زبان آوردند، این هم غلط است. همه‌ى این قضایا، قضایاى نامتناسبى است با نظام جمهورى اسلامى؛ نه آن متهم کردن، نه آن برخورد کردن، نه آن استیضاح. دفاعى هم که رئیس محترم قوه از خودش کرد، آن هم یک قدرى زیاده‌روى بود؛ لزومى نداشت.

وقتى ما همه با هم برادریم، وقتى دشمن مشترک جلوى روى ما هست، وقتى توطئه را مى‌بینیم، چه کار باید بکنیم؟ تا امروز مسئولین در مقابل توطئه‌هاى دشمن همیشه کنار هم ایستاده‌اند، حالا هم باید همین جور باشد، همیشه هم باید همین جور باشد.

من از مسئولان قوا و مسئولان کشور همیشه حمایت کردم؛ باز هم هر کسى که مسئولیتى بر دوش دارد، بنده از او حمایت میکنم، به او کمک میکنم؛ اما این کارها را نمى‌پسندیم؛ این کارها متناسب با تعهدها نیست؛ با سوگندهائى که خورده شده، مناسب نیست. این ملت عظیم را ببینند؛ شایسته‌ى این ملت، رفتار دیگرى است. امروز مسئولان باید همه‌ى تلاششان را بکنند براى اینکه گره‌هاى اقتصادى را باز کنند، مشکلات را برطرف کنند. بنده سه چهار سال قبل از این، در صحبت اول سال صریحاً به مردم و به مسئولین گفتم که نقشه‌ى دشمنان ملت ایران از حالا به بعد، بیش از همه، نقشه‌ى اقتصادى است. خب، مى‌بینید که همین جور شد. هم دولت، هم مجلس، همه‌ى نیرویشان را، همه‌ى فکر و ذکرشان را متمرکز کنند بر روى سیاستهاى درست اقتصادى. چند سال قبل از این، بنده درباره‌ى فساد اقتصادى، به رؤساى قوا نامه دادم. خب، با فساد اقتصادى مبارزه کنید. به زبان گفتن که مطلب تمام نمیشود؛ عملاً با فساد مبارزه کنید. هى بگوئیم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، کو؟ در عمل چه کار شد؟ چه کار کردید؟ اینهاست که انسان را متأثر میکند.

توقع بنده از مسئولین این است که حالا که رفتار دشمن شدت پیدا کرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهید و بیشتر با هم باشید. تقوا، تقوا، تقوا، صبر، میدان ندادن به احساسات سرکش، ملاحظه‌ى مصالح کشور، متمرکز کردن همه‌ى توان و نیرو براى حل مشکلات مردم و مشکلات کشور؛ این توقع ماست. امیدواریم ان‌شاءاللَّه این نصیحتِ خیرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولین محترم، بخصوص مسئولین بالا قرار بگیرد؛ به این مسئله پایبند باشند.

این را هم عرض بکنیم؛ این حرفى که من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران کشور گله‌گزارى کردم، موجب نشود که حالا یک عده‌اى راه بیفتند، بنا کنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه، بنده با این کار هم مخالفم. اینکه شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عده‌اى راه بیفتند علیه او  شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم. این کارهائى که در قم اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. آن کارهائى که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. بارها به مسئولین و کسانى که میتوانند جلوى این چیزها را بگیرند، تذکر داده‌ام. آن کسانى که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزب‌اللَّهى و مؤمنند، خب نکنند. مى‌بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است، این کارها به نفع نیست. با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند؛ این شعاردادن‌ها کارى از پیش نمیبرد. این خشمها را، این احساسات را براى جاى لازم نگه دارید. در دوران دفاع مقدس اگر بسیجى‌ها میخواستند همین طور بروند یک جائى، طبق میل خودشان حمله کنند، که خب پدر کشور در مى‌آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به این حرفها اعتنائى ندارند، آنها که خب حسابشان جداست؛ اما آن کسانى که به این حرفها اعتناء دارند و مقیدند که برخلاف موازین شرع حرکت نکنند، باید مراقبت کنند، از این کارها نکنند.

البته ملت ایران به لطف الهى، به هدایت الهى، ملت بصیرى است. من به شما عرض بکنم جوانها ! آن روزى که ما نیستیم و شما هستید، بدانید آن روز ملت ایران وضعش، افقش، زندگى مادى و معنوى‌اش، بمراتب از امروز بهتر خواهد بود. حرکت ملت ایران به سمت روشنى است، افقها روشن است. ما یک قدرى باید مراقب خودمان باشیم.

از خداوند متعال هم باید کمک بگیریم؛ از ارواح طیبه‌ى شهدا و روح مطهر امام هم باید کمک بگیریم. ان‌شاءاللَّه دعاى حضرت بقیةاللَّه الأعظم (ارواحنا فداه) شامل حال ما و شما بشود.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 7:7  توسط راوي  | 
رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا / پروردگارا مرا در هرکار صادقانه واردکن وصادقانه خارج نما وازسوی خود سلطان ویاوری برای ماقرار ده.
رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی / پروردگارا سینه ی مرا گشاده دار و کار مرا بر من آسان گردان و گره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند.
---------------------

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ساعت 7:32  توسط راوي  | 
تقدیر ویژه رهبر معظم انقلاب از لبیک مردم در ۲۲ بهمن ۹۱/
براي اين حضور بايد همه‎ي عمر شكرگزاري كرد/ لحظه‌اي كه دشمن انتظار پاسخ مردم به نداي انقلاب را نداشت، ملت دشمن را مأيوس كرد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(دوشنبه) در کلاس درس خارج فقه با تقدير و تشكر از بصيرت، شجاعت و موقع شناسي ملت ايران در خلق حماسه عظيم مردمي و باشكوه ۲۲ بهمن، اين حضور گسترده ي مردمي را حادثه اي بزرگ خواندند و تأكيد كردند: حضور همه ي اقشار از پير و جوان، زن و مرد در صحنه آن هم در شرايطي كه ۳۴ سال از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته است، بزرگترين نعمت الهي است كه بايد همه ي عمر را براي آن شكر گزاري كرد.

به گزارش رجانيوز، رهبر انقلاب اسلامي ضمن مقايسه ي برگزاري سالگرد جشن پيروزي انقلاب اسلامي در ايران با ساير كشورهايي كه در آن انقلاب رخ داده است افزودند: هنر بزرگ و برجسته اين است كه در ايران مردم خود، صاحبان انقلاب و كشور هستند و كار برگزاري جشن انقلاب بر دوش خود آنان است،‌ و به همين دليل مردم از اين ثروت عظيم، كه مايه ي عزت و استقلال آنهاست حمايت مي كنند و هرجا كه نياز باشد حضور خود را نشان مي دهند.
 
حضرت آيت الله خامنه اي با تشكر از يكايك مردم ايران براي حضور به موقع در صحنه افزودند: درست در لحظه اي كه دشمنان استقلال و عزت ملت ايران انتظار داشتند كه مردم به نداي انقلاب و نداي جمهوري اسلامي پاسخ ندهند، مردم با حضور خود دشمن را ناكام و مأيوس كردند.
 
ايشان با تأكيد بر اينكه دشمنان در تبليغات تلاش مي كنند كه اين صحنه هاي عظيم مردمي را كمرنگ جلوه دهند افزودند: البته آنان واقعيات صحنه را مي بينند و مي فهمند و آن را تحليل مي كنند و به اين نتيجه مي رسند كه نمي شود با اين ملت مواجه شد.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ساعت 9:54  توسط راوي  | 
استفاده شده از کتاب نامه ها برنامه ها استادعلامه حسن زاده آملی  ناشر:انتشارات قیام
صفحه 35
الهی ازمن آهی وازتونگاهی.
الهی عمری آه دربساط نداشتم واینک جزآه دربساط ندارم.
الهی غبطه ملائکه ای می خورم که جز سجودنمی دانندکاش حسن ازازل تاابددریک سجده بود.
الهی تاکی عبدالهوی باشم به عزت توعبدالهوشدم.
الهی ازنخوردن رسوائیم وازخوردن رسواتر.
الهی سست ترازآن مست تونیست کیست.
الهی همه این وآن راتماشاکنندوحسن خودراکه عجب ترازخودنیافت .
الهی دل بی حضورچشم بی نوراست این دنیارانمی بیندوآن عقبی را.
الهی همه حیوانات رادرکوه وجنگل می بینندوحسن درشهروده.
الهی هرکه شادی خواهدبخواهدحسن رااندوه پیوسته ودل شکسته ده.
الهی آنکه خواب راحباله اصطیادمبشرات نکرده است کفران نعمت گرانبهایی کرده است.
الهی مراجعت ازمهاجرت بسویت تعرب بعداز هجرت است وتویی که نگهدار دلهایی.
الهی آنکه در نمازجواب سلام نمی شنودهنوزنمازگزارنشدمارابانمازگذاران بدار.
الهی خوشاآنکه برعهدش استواراست وهمواره محو دیداراست.
الهی آنکس تاج عزت برسرداردکه حلقه ارادتت رادرگوش داردوطوق عبودیت رادرگردن.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۱ساعت 1:26  توسط راوي  | 

معيار چراغ روشن هدايت را گم نكنيد

روزنامه جوان , 18 بهمن 1391 ساعت 19:45


يك‌شنبه‌اي كه گذشت، روزي فراموش نشدني در پرونده قوه مجريه و قوه مقننه بود؛ روزي كه هر دو قوه با فراموش كردن دستورات مقام معظم رهبري در خصوص پرهيز از ايجاد تنش ميان دستگاه‌هاي اجرايي كشور، بيشترين خوراك خبري را براي رسانه‌هاي بيگانه و دشمنان خارجي ايجاد كردند. اين در حالي بود كه چندي پيش به دنبال نامه‌نگاري‌هاي تندي كه ميان رؤساي قوه قضائيه و مجريه در خصوص موضوع بازديد رئيس‌جمهور از زندان اوين انجام گرفت، رهبر انقلاب صريحاً به اين موضوع وارد شدند و رؤساي قوا را به پرهيز از انجام اين تحركات دعوت كردند. معظم‌له در خصوص اين اختلافات به صراحت عنوان كردند كه يكي از روش‌هاي موذيانه و موريانه‌وار دشمن در اين شرايط، ايجاد اختلاف از راه‌هاي نفوذ است كه همه بايد مراقب باشند و اختلاف‌ها را به حداقل برسانند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي همچنين خاطرنشان كردند: اختلاف نظر طبيعي است اما اين اختلاف نظر نبايد به اختلاف در عمل و گريبانگيري و مچ‌گيري در مقابل مردم تبديل شود.
ايشان تأكيد كردند: از امروز تا روز انتخابات، هركسي كه بخواهد اختلاف‌ها را به ميان مردم بكشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده كند، قطعاً به كشور خيانت كرده است. اما اين تنها تذكر مستقيم معظم‌له به قوا در خصوص پرهيز از علني كردن اختلافات نبود، چراكه دقيقاً كمتر از ۲۰ روز پس از اين سخنان بود كه همزمان با اوج گرفتن تلاش‌ها در مجلس براي اجراي طرح سؤال از رئيس‌جمهور، ايشان بار ديگر ترجيح دادند كه براي هدايت كشور به سمت آرامش و وحدت، در اين موضوع نيز دخالت كنند و در سخناني كه در جمع بسيجيان ايراد شد، از مجلس بخواهند كه طرح سؤال از رئيس‌جمهور را متوقف كنند. اين در حالي بود كه پيش‌تر سران سه قوه در نامه‌هايي جداگانه خطاب به رهبر انقلاب عنوان كردند كه پيام ايشان را به گوش جان شنيده‌اند، اما در حركت آنان در عمل چيز ديگري را عنوان مي‌كرد. 

معظم‌له در اين خصوص، به تبيين فلسفه دعوت مكرر خود به وحدت و همدلي پرداختند و افزودند: توصيه مداوم به صاحبان قلم و زبان و فعالان مطبوعاتي و پايگاه‌هاي اينترنتي، جناح‌هاي سياسي و مسئولان اجرايي و غيراجرايي براي اتحاد به اين دليل است كه وحدت، در اقتدار و پيشرفت كشور و حفظ جايگاه جمهوري اسلامي در جهان داراي تأثيراتي عظيم و حياتي است.
ايشان در همين بحث به موضوع سؤال مجلس از رئيس‌جمهور پرداختند و خاطرنشان كردند: اين حركت تاكنون از دو جنبه قابل تحسين و تمجيد است. رهبر انقلاب در تشريح اين ابعاد مثبت، سؤال از رئيس‌جمهور و ساير مسؤلان اجرايي را نشان‌دهنده احساس مسؤليت نمايندگان ملت در قبال مسائل كشور دانستند و افزودند: مسئولان اجرايي نيز با اعتماد به نفس و شجاعت براي توضيح و پاسخ اعلام آمادگي كرده‌اند.
رهبر انقلاب افزودند: اقدام قوه مقننه در عمل به وظيفه و نيز اعتقاد قوه مجريه به صحت و صداقت اقدامات خود، امتحان خوبي براي دو قوه بود اما معتقدم اين حركت تا همين جا كافي است و ديگر ادامه نيابد. 

شعاري كه فراموش شد 

در همين حال، درست در ابتداي سال جديد بود كه رهبر انقلاب در پيام نوروزي خود ضمن تأكيد بر ايجاد نشاط و همكاري در «قواي كشور»، شعار امسال را با رويكرد توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني تبيين كردند؛ شعاري كه بدون شك مي‌توانست و هنوز هم مي‌تواند حلال بسياري از مشكلات و مسائل مبتلابه اين روزهاي كشور باشد.
گرچه با گذشت نزديك به ۱۱ ماه از اين نامگذاري هنوز حركتي عملي در خصوص تحقق اين شعار از سوي دستگاه‌هاي ذي‌ربط صورت نگرفته و همين امر زمينه‌ساز بروز مشكلات مختلفي نظير گراني و بي‌ساماني اقتصادي در داخل جامعه شده است. اين در حالي است كه به رغم پديد آمدن اين مشكلات در داخل كشور، نيروهاي ذي‌ربط نه تنها حركتي براي بهبود شرايط كشور انجام نداده‌اند، بلكه بيشترين زمان خود را صرف تقابل و مچ‌گيري از يكديگر كرده‌اند و عملاً با انداختن مشكلات به تقصير يكديگر از زير بار مسئوليت خود شانه خالي كرده‌اند. 

رهبري؛ چراغ هدايت قواي سه‌گانه 
اما اينها تنها موارد تعيين مسير براي نهادهاي مختلف از سوي مقام معظم رهبري نبود، چرا كه ايشان بارها بر اساس نص صريح قانون اساسي و بر اساس اصل ۱۱۰ اين قانون مسئول حل‏ اختلاف‏ و تنظيم‏ روابط قواي‏ سه‏‌گانه‏ هستند، بنابراين بارها در اين خصوص به ارائه راهكار و نصيحت پرداختند. ايشان در ديداري كه در ابتداي سال ۸۹ با اعضاي هيئت دولت، هيئت رئيسه مجلس، رؤساي كميسيون‌هاي مختلف مسئولان قضائي كشور داشتند، درباره هماهنگي ميان قوا فرمودند: منظور از يكپارچگي مسئولان، چشم‌پوشي از اختلاف سليقه‌ها و نظرها نيست زيرا اختلاف سليقه‌ها و بحث‌هاي علمي و كارشناسي موجب پيشرفت كارها خواهد شد ولي اين اختلاف ديدگاه‌ها نبايد باعث توقف حركت كشور يا جدا شدن مسير حركت افراد شود. 

ايشان همه مسئولان به ويژه مسئولان سه قوه را به حفظ يكپارچگي و هماهنگي در اتخاذ تصميم‌هاي بزرگ توصيه كردند و افزودند: در شرايط كنوني برنامه پنجم توسعه پيش روي كشور است و اين برنامه الزامات زيادي را بر دوش مسئولان گذاشته است كه اجراي آنها نيازمند هماهنگي و يكپارچگي است. 

مراقب دسيسه‌هاي دشمن باشيم 

تمامي اين توصيه‌هاي رهبر انقلاب در حالي صورت مي‌گيرد كه ايشان در طول سال‌هاي گذشته بارها درباره فضاي جنگ نرم حاكم بر كشور هشدار داده و همه جريانات و گروه‌ها و مردم را به بالابردن بصيرت خود براي مقابله با اين تهاجم دعوت كردند، بنابراين بايد به صراحت اعتراف كرد كه حتي سران سه قوه كشور نيز مورد تأكيد رهبري درباره پروژه جنگ نرم دشمن هستند و قطعاً اختلافات روي داده در شرايط حساس كنوني كشور مي‌تواند زمينه بهره‌برداري جريانات معاند از اين فضا را فراهم كند. گرچه چنين هم شد.
آن چيز كه در اين ميان مشخص است، آن است كه بي‌شك آتش فتنه خاموش نشده و فتنه‌گران با تغيير رويكرد‌هاي خود به دنبال ايجاد اختلاف ميان قوا هستند تا در آستانه انتخابات سرنوشت‌ساز سال ۹۲، اينگونه ادعا كنند كه سخنان آنها در طول فتنه ۸۸، سخناني بحق بوده و از اين طريق بار ديگر منافع خود را پيگيري كنند، لذا آن چيز كه در اين شرايط حساس ضروري به نظر مي‌رسد ايجاد وحدت و اتفاق نظر براي تأمين نظر مقام معظم رهبري و خواست عمومي جامعه تحت لواي قانون اساسي در ميان سه قوه است. وحدتي كه چراغ گذر از فضاي غبار‌آلود كنوني و راه‌حل بسياري از مشكلات پيش آمده براي سه قوه است چرا كه پيش از اين، تجربه وحدت ميان مردم و مسئولان موفقيت‌هاي بسياري را عايد كشور كرده است كه نمونه آن را مي‌توان در جريان جنگ تحميلي و همچنين سال‌هاي پس از آن هنگام روزگار سخت گذار از فتنه جست‌وجو كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 23:23  توسط راوي  | 
بازخوانی توصیه‌‌ای از حضرت امام خمینی به مسؤولان
مسؤولان بر سر چه میراثی دعوا می‌کنند؟+فیلم

خبرگزاری فارس: چرا صدای مردم را درمی‌آورید؟ من از لسان اسلام نصیحتشان می‌کنم که با هم اختلاف نکنید. چه میراثی هست که می‌خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف می‌کنید؟ این همه مردم جوان‌هایشان را دادند و میراث برای شما گذاشتند که شما اینطور توی سر هم بزنید و فساد ایجاد کنید؟ میراث پدر کدامتان است که اینگونه می‌کنید؟

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس حضرت امام خمینی رحمة‌الله علیه فرمودند: مسلمین «ید واحده» باید باشند. اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعی را حفظ بکنند، جهات اخلاقی را حفظ بکنند. هی این به او بدگویی کند، او به این بدگویی کند، این اسباب ناراحتی مسلمانهاست. آقایان می‌گویند، مسلمانها می‌گویند، خوب ما خون بچه‌هایمان [را] داده‌ایم، یک قبرستان اینجا پر است از جوانهای ما، قبرستانهای شهرستان پر از جوانهای ماست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شده‌اند. حالا که اینها کشته شده‌اند، آقایان آمده‌اند از خارج و از داخل، با هم نشسته‌اند دعوا می‌کنند.

سر چه میراثی دعوا می‌کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدری آرام باشید. یک قدری توجه کنید به مسائل. هر وقت هر کدام صحبت [می‌] کنید به ضد دیگری نباشد که این خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمین است، خلاف انسانیت است، خلاف مشی انبیا و مشی اولیاست. نکنید این کار را. یک قدری آرام باشید. یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید، اشتهار را کنار بگذارید. تمام گرفتاریهای ما سر این هوای نفسی است که ما داریم. اعدا عدوّ (1) انسان این نفْس انسان است که در بین جنبیه است. این اعدا عدوّ انسان است. یک قدری جلویش را بگیرید، یک قدر مهار کنید. (صحیفه امام خمینی جلد 13 صفحه  80)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 15:28  توسط راوي  | 
شواهدي در دست است كه نشان مي دهد واقعه تلخ و ناگوار و خيانت آميز ديروز توطئه مشترك «اصحاب فتنه» و «حلقه انحرافي» بوده است. دو جرياني كه برخلاف آنچه به ظاهر ادعا مي كنند، در پس معركه دست در دست يكديگر دارند و براي عملياتي كردن توطئه هاي مشترك از برخي مسئولان ساده انديش و يا -خداي نخواسته- خودباور بهره مي گيرند. بخوانيد...!
تحلیل‌کیهان از اتفاقات دیروزمجلس/ توطئه مشترک انحراف و فتنه
به گزارش جهان، کیهان نوشت:

«... از امروز تا روز انتخابات هر كس احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار گيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده است».

نكته فوق، فرازي از بيانات رهبر معظم انقلاب خطاب به رؤساي دولت و مجلس است كه نزديك به دو هفته قبل و با اشاره به شرايط حساس كنوني ايراد شده بود. رهبر انقلاب در همين ديدار تأكيد كرده بودند كه دولت و مجلس به جاي پرداختن به بحث هاي بي حاصل، تمامي امكانات و توان خود را براي رسيدگي به مسائل مهم و حياتي كشور و مخصوصاً مقابله جدي با پديده گراني و رفع اين مشكل از چرخه معيشتي اقشار كم درآمد و محروم به كار گيرند.

توصيه رهبر معظم انقلاب علاوه بر آن كه به لحاظ جايگاه قانوني و از آن مهمتر، مقام و جايگاه ولايت امري ايشان لازم الاتباع است، به لحاظ عقلي و منطقي نيز به وضوح و بدون كمترين ابهامي قابل فهم است و آنان كه اين واقعيت عريان و معادله بي مجهول را درك نمي كنند، چه بخواهند و چه نخواهند به مردم و كشور خيانت كرده اند و تنها تخفيفي كه مي توان براي آنها قائل شد اين است كه بدون قصد خيانت، مرتكب خيانت شده اند! يعني از سه عنصر تشكيل دهند جرم- عنصر معنوي (نيت)، عنصر مادي (انجام عمل مجرمانه) و عنصر قانوني (تأكيد قانون بر مجرمانه بودن عمل)- فقط عنصر اول يعني «نيت سوء» كساني كه مرتكب جرم بزرگ ديروز شده اند قابل پذيرش نيست و نمي توان گفت كه انگيزه خيانت داشته اند!

اما شواهدي در دست است كه نشان مي دهد واقعه تلخ و ناگوار و خيانت آميز ديروز توطئه مشترك «اصحاب فتنه» و «حلقه انحرافي» بوده است. دو جرياني كه برخلاف آنچه به ظاهر ادعا مي كنند، در پس معركه دست در دست يكديگر دارند و براي عملياتي كردن توطئه هاي مشترك از برخي مسئولان ساده انديش و يا -خداي نخواسته- خودباور بهره مي گيرند. بخوانيد...!

1- كدام جريانات از تقابل دولت و مجلس سود مي برند؟ كدام محافل، تعامل مثبت و سازنده اين دو قوه در راستاي اطاعت از رهنمود رهبر معظم انقلاب براي كاهش اختلافات و گره گشايي از رنج هاي اقتصادي مردم را برنمي تابند و آرامش و گره گشايي را به زيان خود ارزيابي مي كنند؟ چرا ناگهان بايد فضاي همدلي و همفكري دو قوه براي اتخاذ تدابير مشترك اقتصادي و رسيدگي به دغدغه هاي آزاردهنده طبقات مستضعف و كم درآمد جامعه به هم ريخته شود؟ چه كساني آرامش جامعه و اميدواري توده هاي شريف مردم به همت مسئولان براي حل معضلات را با اهداف بعضاً اعلام شده خود در تعارض مي بينند و به جاي آن اصرار دارند فضاي مسموم التهاب و تشويش و بدگماني و يأس را زير پوست افكار عمومي تزريق كنند؟ فقط نيم نگاهي به اظهارات و مواضع و عملكرد دو جريان فتنه و حلقه انحرافي طي چند ماه اخير بيندازيد و سپس اتفاقات ديروز مجلس را كه در متن و حاشيه استيضاح وزير كار رخ داد را به ارزيابي بنشينيد.

2- دو هفته پيش رهبر معظم انقلاب رؤساي دو قوه، شماري از رؤساي كميسيون هاي مجلس و برخي مقامات دولتي را احضار كرده و ضمن گلايه از فضاي مجادله و تعارض ميان مسئولان، از آنها خواسته بودند به اقتضاي حساسيت شرايط، اهتمام به امور خطير كشور را در اولويت قرار داده و حتي مسائل مهم -به زعم خود- را فداي «اهم» كه همان مسائل كلان كشور و از جمله دغدغه هاي معيشتي مردم و معضل تورم است، كنند. ايشان همچنين خواستار تنازل طرفين براي پيشبرد اصلاحات و تدابير اقتصادي شده بودند.

اظهارات رهبر معظم انقلاب در اين جلسه آميخته اي از انذار و تبشير، و عتاب و عطوفت بود. در پي اين رهنمود راهبردي، جلسات ارزشمندي براي هم انديشي دولت و مجلس برقرار شد و به تصميم هاي مثبتي هم براي حمايت از اقشار ضعيف جامعه نزديك گرديد. اين جلسات در حال نهايي شدن بود كه ماجراي ديروز به وقوع پيوست. ماجرايي كه پي آمد خسارت آفرين آن، از پيش قابل پيش بيني بود و كيهان در تماس با برخي از چهره هاي خدوم هر دو طرف دولت و مجلس به عواقب ناگوار آن اشاره كرده بود.

3- موضوع عزل و نصب آقاي سعيد مرتضوي به رياست «صندوق/ سازمان تأمين اجتماعي» از چند ماه قبل به مسئله اي كشدار -و البته كم مايه- تبديل شده بود. وي به هنگام انتصاب، قاضي معلق قوه قضائيه بود. بنابراين دولت در اين انتصاب وارد موضع اتهام شد و سپس با اتخاذ شيوه «قانون داني و قانون شكني» به دور زدن قانون مبادرت ورزيده بود. خارج كردن حوزه مديريتي ياد شده از نظارت وزارت كار و سپردن حكم مديريت آن به معاون اول رئيس جمهور، دور از شأن دولت و رياست جمهوري بود، چرا كه تمكين و اجراي يك قانون- حتي اگر ضعيف و ناقص تلقي شود- به لحاظ عقلي، منطقي و حقوقي، به مراتب خردمندانه تر از مواجهه با قانون و يا دور زدن آن است. به تعبير سوم، يك مدير دولتي -و هيچ مدير ديگري- مجاز نيست و حق ندارد با اين توجيه كه فلان حكم قضايي يا قانون را نمي پسندد ضوابط قضايي يا تقنيني را دور بزند.

در عين حال بايد از نمايندگان محترم- و بعضاً رنجيده خاطر- مجلس پرسيد؛ اولاً با استيضاح وزير كار و بركناري يا ابقاي وي قرار بود به كدام مقصود عقلاني برسند. جز اينكه با عزل وي، بي ثباتي تازه اي در نظام اداري پديد آورند و يا پس از ابقاي وزير فقط يك تنش غير ضروري آفريده باشند؟! و در هر دو صورت، مسئله مورد اختلاف اصلي سر جاي خود باقي بماند؟ ثانياً آيا با توجه به مسائل و موضوعات مهم تر كشور، آيا اين مسئله اولويت داشت يا باعث شد اولويت مهم و در دستور كار دو قوه مجدداً به حاشيه برود؟ (مجدداً تأكيد مي شود اقدام دولت در تقابل با حكم ديوان عدالت اداري و نظر مجلس، ناپسند و غير قابل دفاع است).

4- اقدام رئيس جمهور در ايراد اتهام به برادر رئيس مجلس- فارغ از صحت و سقم آن، آن هم براي ايجاد انفعال و به هم ريختن جلسه- اقدامي غير اخلاقي، غير عقلاني و نوعي تحريف صورت مسئله است. صرف نظر از شيوه مذموم به كار رفته در اين اتهام پراكني، نفس اين كار نوعي دفاع بد از وزير كار بود كه نتيجه آن در رأي معني دار نمايندگان نشان داده شد. هيچ ناظر بي طرفي اين روش را تأييد نمي كند كه با متهم كردن برادر رئيس مجلس- صرف نظر از درست و يا غلط بودن اتهام- خود او به جاي متهم بنشيند و آنگاه از اين برچسب، براي پاسخ به اعتراضات حقوقي و قانوني نمايندگان استيضاح كننده استفاده شود... گنه كرد در بلخ آهنگري، به شوشتر زدند گردن مسگري!... متأسفانه اين جديت در پي جويي اتهامات اقتصادي، درباره مثلاً ملاقات آقاي «م» با متهم اول يك پرونده فساد كلان اقتصادي در هتل لاله و... ديده نمي شود! چرا؟!

5- چه كساني اصرار داشتند شماري از نمايندگان استيضاح كننده را -و نه همه آنها- را تشجيع كنند كه در فضاي همدلي پيش آمده بين دولت و مجلس، يك موضوع چالشي نظير استيضاح را پيش بكشند؟ در ميان اين گروه كسي است كه دو هفته پيش مدعي شد خوب است يكي از ساكتين فتنه رئيس جمهور شود! و شبكه دولتي انگليس از او به عنوان اصلاح طلب جديد ياد كرد.

از آن سو چه كسي تله گذاري كذايي را براي تهيه يك ويدئوي 25 دقيقه اي از يك ملاقات 24 ساعته طراحي كرد و مطالبي تقطيع شده، مبهم و بودار را تحويل رئيس جمهور داد تا خرج ماجراسازي در مجلس شود؟ آيا رئيس جمهور در اين اقدام تبليغاتي به طرف مقابل شليك كرده است يا به سمت خود و دولت تير انداخته است؟ كدام مركز مشترك از اين تقابل دولت و مجلس سود مي برد و ذوق زده است؟ كافي است همين ديشب و امروز تيتر برجسته روزنامه هاي زنجيره اي و سايت هاي داخلي و بيگانه را مرور كنيد تا پاسخ سؤال را دريابيد!

بدخواهان با دو بازوي- فتنه و حلقه انحراف- مجلس و دولت را به سوي درگيري تازه سوق داده اند تا از مردم متديني انتقام بگيرند كه حماسه نهم دي را -فارغ از بازي نامزدها- آفريدند، پاي انقلاب ايستادند و در همين انتخابات مجلس سال گذشته با مشاركت معنادار خود به دهان دشمن زدند.

بلافاصله بعد از واقعه تلخي كه ديروز در جلسه علني مجلس اتفاق افتاد، رسانه هاي دشمن با ذوق زدگي از درگيري و اختلاف شديد مسئولان در دولت و مجلس خبر دادند و حال آن كه به گواهي آنچه گذشت، رخداد ديروز ناشي از كم توجهي- البته غيرقابل توجيه- مسئولان محترم بوده است.

اگرچه تلخ و ناگوار بود ولي با هوشياري دولت و مجلس كه نشانه هاي آن بعد از وقوع ماجرا ديده مي شود، نمي تواند تكرار شدني باشد و با جرأت مي توان گفت كه دشمنان بيروني و دنباله هاي حقير داخلي آنها در فاصله اي كوتاه پس از آن ماجرا شاهد ادامه همدلي اخير پيش آمده ميان دولت و مجلس خواهند بود و همين جا بايستي بار ديگر هشدار چند ماه پيش رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان را گوشزد كرده و اميدوار بود كه غفلت پيشين به تكرار ننشيند؛ «يكي از راه ها، ايجاد وحدت است. اختلافات مضر است. هم اختلافات بين مسئولين مضر است؛ هم بدتر از آن، كشاندن اختلاف ميان مردم مضر است. اين را من به مسئولين، به رؤساي محترم هشدار مي دهم. من از رؤساي قوا حمايت كردم، باز هم حمايت مي كنم- مسئولند، بايد كمكشان كرد- اما به آنها هشدار مي دهم... البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هيچ اشكالي هم ندارد- دو نفر مسئولند، رفيقند، اختلاف نظر هم دارند؛ هميشه هم بوده است- اما اختلاف نظر نبايد به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاي گوناگون، به اختلاف علني، به گريبانگيري، به مچ گيري منتهي شود... اختلافات را نبايد علني كرد؛ اختلافات را نبايد به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نبايد در جهت ايجاد اختلاف تحريك كرد. از امروز تا روز انتخابات، هر كس احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 6:56  توسط راوي  | 

¤ دعواي كودكانه و زشت شما خطاست
نفس شما به حضرت ابليس مبتلاست
وقتي كه خصم منتظر يك بهانه است
آيا جدال در اين روزها رواست؟
اين رهبر عزيز دلش خون شد از شما
حتما دوباره گفت كه عمار من كجاست
امواج فتنه مي رسد از هر طرف ولي
كشتي نوح را چه غم از ورطه بلاست
اين انقلاب كشتي اولاد احمد است
اين پور حيدر است كه بر عرشه ناخداست

يك خواننده به مناسبت روزاستيضاح وزیرکاروتعاون

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 6:15  توسط راوي  | 

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با دریغ و تأسف خبر درگذشت یار دیرین انقلاب و دانشمند متعهد مرحوم مغفور آقای دکتر حسن حبیبی رحمة‌الله‌علیه را دریافت کردم.

ایشان مؤمنی صادق و پارسا و خدوم بود. تاریخچه‌ خدمات وی به نظام جمهوری اسلامی از پیش از انقلاب و به‌هنگام تدوین پیش‌نویس قانون اساسی آغاز شده و در طول سالهای متمادی در عضویت شورای انقلاب و سپس بر عهده گرفتن مسئولیتهای بزرگ دیگر ادامه یافته است. بیماری جانکاه و طولانی وی، صبر و تسلیم و توکل او را نیز بر فهرست مزایای شخصیتی وی افزود و امید است رحمت و مغفرت و رضوان الهی شامل حال ایشان گردد. لازم می‌دانم به همسر گرامی و باوفای ایشان و دیگر بازماندگان و نیز به همکاران و علاقه‌مندان به آن فقید سعید تسلیت خویش را تقدیم نمایم.

سیدعلی خامنه‌ای

12 بهمن 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 5:35  توسط راوي  | 

 

یادداشت 21 : داستان عجیب ابن ملجم مرادی.

گرفته شده از سایت http://yaali.blog.ir

آقای حبیب‌بن منتجب والی شهر یمن بود، وقتی امیرالمؤمنین به خلافت رسید بعد امیرالمؤمنین به او نامه‌ای نوشت فرمود تو آدم خوبی هستی حبیب، تو برای من هم استاندار آن شهر بمان من هم تو را ابقا می‌کنم. بعد فرمود که از مردم بیعت بگیر برای من، از مردم که بیعت گرفتی ده نفر را برای من بفرست بگذارید من ویژگی‌های آن ده نفر را برایتان بگویم.

می‌فرماید که «وأنفذ اِلَیَ منهم عشرة» ده نفر از اینها را بفرست،  آدم‌های صاحب نظر، عاقل، مطمئن، شجاع، خیلی خوب بفرست ده نفر برای من ببینم.

آقای ابن منتجب بعد از اینکه نامه را برای مردم خواند، گریه کردند مردم بیعت کردند با حضرت فرمود حالا ده نفر آدمِ این‌جوری ازتون می‌خواهم، مردم رفتند صد نفر انتخاب کردند از صد نفر هفتاد نفر، از هفتاد نفر سی نفر، از سی نفر ده نفر که دیگر حسابی بررسی کرده باشند، این ده نفر را فرستادند خدمت حضرت.

وقتی که آمدند پیش امیرالمؤمنین علی‌‌علیه‌السلام شروع کردند به سخنرانی کردن، یک کسی از بین اینها بلند شد آمد جلو کلماتی را به امیرالمؤمنین گفت می‌خواهم این کلمات را برایتان بخوانم جالب است، «السلام علیک ایها الامام العادل والبدر التمام واللیس الهمام والبطل الزرقام والفارس القمقام و مَن فضله الله علی سائر الانام صلّی الله علیک و علی آلک الکرام و أشهد أنک امیرالمؤمنین صدقاً و حقّاً و أنک وصی رسول الله والخلیفة مِن بعده و وارث علمه لعن الله مَن جهد حقک و مقامک» اینقدر گفت و گفت آقا امیرالمؤمنین ازش خوشش آمد.

فرمود که غلام پسر اسمت چیست؟ گفت من اسمم عبدالرحمن هست، فرمود «وابن مَن» پسر کی هستی؟ گفت پسر ملجم مرادی هستم، آقا فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون، لاحول ولاقوّة الا بالله العلی العظیم» «ویحک أمُرادیٌ أنت؟» تو مرادی هستی؟ گفت آره آقا من مرادی هستم، آقا چرا ناراحت شدی؟

آقا هی می‌فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون» تو مرادی هستی؟ گفت آقا بله من مرادی هستم، گفت آقا مثل اینکه ناراحت شدید از اسمِ من را شنیدید. من مگر چه مرگم هست؟ آقا فرمود که تو می‌دانی قاتل من خواهی شد؟ گفت من؟ یا علی به خدا قسم در این عالم هیچ کسی را من به اندازۀ تو دوست ندارم، من تو را ترجیح می‌دهم به همۀ ذرات عالم، من چه‌جوری قاتل تو بشوم؟

اصرارهای ابن ملجم مرادی را ببینید «ولکنک والله یا امیرالمؤمنین أحبُّ اِلَیَ مِن کُلِ أحدٍ» تو از هر کسی پیش من عزیزتر هستی، آقا می‌فرمود نه، نه آن کسی که به من گفته دروغ نگفته و من هم دروغ نمی‌گویم، تو خونِ سرِ من را بر محاسنم خواهی ریخت و صورتِ من را به خون سرم، ببین به این خون محاسنم را خضاب خواهی کرد، همین تو، «والله یا امیرالمؤمنین انک أحبُّ اِلَیَ مِن کلِ ما طلعت علیه الشمس» آخه من تو را دوست دارم، درد اینجاست امیرالمؤمنین نفرمود دروغ می‌گویی، معلوم می‌شود راست می‌گفته.

گفت آقا من را بکُش! آقا فرمود که خب معلوم است که من این کار را نمی‌کنم، از رفتارهای آقا مالک اشتر و دیگران آمدند گفتند یا علی کدام سگی است که قاتل توست بگو ما بکُشیمش، فرمود کسی که گناه نکرده می‌خواهید بکُشیدش؟ تحلیل آقای بهجت را از داستان ابن ملجم مرادی در یک جمله بهتون بگویم.

ایشان می‌فرماید که یک کسی یک عمری پروانۀ امامش می‌شود آخر سر امامش را می‌کُشد، تعبیر آقای بهجت این است که ابن ملجم مثل پروانه بود برای امیرالمؤمنین، این کدام عیب پنهان است که یک روزی رو می‌آید، این کدام ضعف ایمان است که یک روزی خودش را نشان می‌دهد، این کدام گناه استغفار نشده است که یک روزی پدر صاحب بچه را در می‌آورد، این کدام خوبی غرور یافته است؟

تا الانی که ما داریم با شما صحبت می‌کنیم با همدیگر داریم گفتگو می‌کنیم بنا بود مؤمنان زیاد بشوند، شیعیان زیاد بشوند، عزّت پیدا کنند، خب دیگر بس است، بس است دیگر، دور بعدی شروع شده، یک وقت اضافی دادند در این وقت اضافی امیرالمؤمنین، پیغمبر اکرم، امام صادق، امام باقر همۀ ائمۀ هدی معمولاً فرمودند آن وقت اضافی آخر قبل از ظهور دوران ریزش است، از شیعیان ریخته می‌شوند. دیگر تعجب نکنی ها کسی خوب بود بد شد، تعجب نکنی ها.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 7:31  توسط راوي  | 
ولادت پربرکت پیامبر اعظم ص و ولادت با برکت  امام جعفرصادق ع مبارک باد.
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 16:47  توسط راوي  |